یعنی اونی رو که گفته آدم گرگ بیابون بشه اما مادر نشه رو باید دهنش رو طلا گرفت . نه اینکه کسی مادر نشه ها نه . مادر بشه اما به نظر شما گرگ بیابون بهتر نیست ؟ شاید به اندازه مادر عذاب نکشه . ایییییییییی یعنی که من مادرم . ای بابا . من که نفهمیدم چی شد . ولی فقط اینو فهمیدم که از امروز تا روزی که این جینگیل به دنیا بیاد و بزرگ بشه و آدم بشه و به قول قدیمیا آدم صالحی باشه این جون من هر روز میاد بالا میره پایین .
امروز هم از اون روزا بود . دیروز رفتم دکتر . اول رفتم رو ترازو و دیدم که به به ۳ کیلو اضافه وزن دارم و بعدشم تموم راه رو به این فکر کردم که مگه من چی خوردم چرا اینقدر چاق شدم و هزار و یک فکر هچل هفت دیگه . امروز هم رفتم سونو گرافی کردم . خدایا من چیکار کنم از دست این سونو گرافی ها . اومدم بیرون همش به این فکر میکنم که چرا دستش رو نشونم نداد چرا پاشو نشونم نداد چرا راجع به کلیه و معده و روده و وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای هزار تا چیز دیگه بهم هیچی نگفت . اصلا چرا اون موقع تو دهن من پلو بود این همه سوال ازش نپرسیدم . خب بابا من چیکار کنم که شما سونوگرافیستا روزی صد تا از این چیزا میبینید براتون عادیه . ای خدا . روانی شدم . الان یه مامان خانوم مو سیخ سیخی نشسته داره تایپ میکنه . پسرک هم که بازم پسرک بود داره لگد میندازه و عین خیالش نیست که مامانش چقدر دلش شورشو میزنه .