آرشیو ماه مهر و که مرور میکنم می بینم این ماه خیلی کم پست جدید گذاشتم . چرا رو نمیدونم فقط خیلی روزا بود که دوست داشتم بنویسم اما مطلب جدید نداشتم .

دیروز که رفتم سونو گرافی یه لحظه صورت رو که نشون داد وااااااااااااای شروع کردم به قربون صدقه رفتنت . عزیز دلم . عاشقتم . قربونت اون ریختت برم . قربون اون صورتت برم . قشنگ مادرت . عزیز مادرت . بعد دیدم که دکتره یه لحظه یه نگاه عاقل اندر سفیهی به من انداخت و بعد کارش رو ادامه داد . هیچ توضیحی هم نداد . لابد با خودش گفته این زنه عقلش کمه . من هر چی هم بگم این نمیفهمه .