پانصد و بیست و چهارم: از همه جا
روزای سخت ممکنه هنوز ادامه داشته باشه اما من یکی آدمش نیستم . من آدم یه سره دپرس و افسرده وغمگین نیستم . نمیتونم باشم . نمیتونم . واقعیتش چیزای خوب زندگی من خیلی زیاده . خیلی زیاد تر از اونچه فکرش رو میکنم اما خب منم آدمم . گاهی هم نمیشه همش به خوبی هاش نگاه کنم
پسرک ما به شدت شیطون شده . یعنی یه چیز عجیب غریبی . حرف بدم میزنه . ولی نه اینکه من بگم ها بقیه هم میگن که انقدر با مزه است که نمیشه بهش نخندید . البته جلوی من و باباش مدتی هست که دیگه نمیگه و ما رو محروم کرده
از ترس اینکه فلفل میریزیم تو دهنش . اما بقیه رو نه . اصلا شنیدم که میان بهش میگن به ما بگو ....سگ . دیگه تربیت بچه دست خود آدم نباشه این میشه دیگه . اما شیطنتش دیگه واسه خودش عالمی شده . دیروز به اندازه یک ساعت تمام از سرو کول من میرفت . یه کارایی میکنه که هم دلت میخواد بغلش کنی و بچلونیش هم دلت میخواد بزنیش .
تولد پسرک هم نزدیکه . گاهی میاد ازم میپرسه برام تولد میگیری ؟ اما خودمم نمیدونم که آخر براش تولد میگیرم یا نه . یعنی یه تولد درست و حسابی . یک ماه پیش یکی از دوستام تو شهرشون واسه دخترش که هم سن پسر منه تولد گرفته بود که میگفت پوستم رو کند بچه از بس که واسه بادکنکا واسه کادو ها واسه عکس گرفتن و واسه خیلی چیزای دیگه گریه کرد . اینه که فعلا از فکرش در اومدم واسه تولد مفصل .
راستی واسه بفرمایید شام جدید خیلی خوشحالم . همونطور که میدونید من عاشق غذا و غذا درست کردنم اینم میشه برنامه مورد علاقم . فقط برنده این هفته خیلی بد جنس بود اصلا حقش نبود برنده باشه .
هفته پیش رفتیم هایپر رفتم داشتم تو قسمت نوناش میگشتم که چشمم خورد به کیک کشمشی مورد علاقم . اومدم یه یکیش رو بردارم که زده بود ۶ تومن . یه ذره کیک بود . حرصم گرفتا . نخریدم . فرداش اومدم از تو اینترنت یه دستور از اینجا پیدا کردم و درست کنم . همینجا از مدیر وبلاگ بابت وبلاگ خوبش تشکر میکنم دستور فوق العاده ساده و خوشمزه ای بود . کیکش عالی در اومد . حساب کردم ۲ تومنم نشد پول موادش تازه مال من خیلی هم بزرگتر بود . ![]()
پنجشنبه جمعه خوبی داشته باشید . امیدوارم همسرتون مثل مال من سرما خورده از نوع آنفولانزایی نباشه که احتمالا خیلی جالب در نمیاد .