چهارصد و هفتاد و دوم : بفرم×ایید شام به سبک ایرانی
یه شب یه نفری به یه نفر دیگه زنگ میزنه میگه شام بیاین خونه ما . بعد اونم میگه باشه یه غذای ساده باشه مثل کوکو . اون یکی هم میگه باشه . بعد اون یکی زنگ میزنه به یکی دیگه و یه خونواده چهار نفری رو هم دعوت میکنه میگه بفرمایید به صرف کوکو . بعد یکی دیگه میگه باشه ولی بچه های من کوکو دوست ندارن اون یکی میگه باشه واسه شما ماکارونی درست میکنیم . بعد اون یکی به زنش میگه اینجوری شده . زنه هم میگه باشه . میخوای به جای کوکو کتلت درست کنم . اون یکی زیاد کتلت دوست نداره اما قبول میکنه .
زنه ساعت ۵ خسته و مونده میرسه خونه . خسته و مونده یعنی اینکه کلی خرید کرده بعد بچش یه سره گریه میکرده و میخواسته بره بیرون و خلاصه داستانی داشته . میرسه خونه و دست به کار میشه . مایع ماکارونی درست میکنه . مایع کتلت رو هم همینطور . بعد با این تارت ها شیرینی درست میکنه . ژله نیمرو درست میکنه . سالاد رو آماده میکنه . سسش رو . کتلتا رو سرخ میکنه . پسرک رو که یه سره بهش آویزنه رو رو به راه میکنه . سبزی خوردن و میشوره و ردیفش میکنه . میوه ها رو هم میشوره و میچینه تو ظرف . قندونا پر میشه . خربزه قاچ میشه . ماکارونی آبکش و دم میشه . نونا بریده میشه . آشپزخونه چند باری دستمال کشیده میشه . گاز هم تمیز میشه . ظرفای باقیمونده شسته میشه چای آماده میشه و در حالی که ساعت ۷.۳۰ دقیقه است زنه پسرکش رو میفرسته که اون یکی رو از خواب بیدار کنه و خودش هم میپره تو حموم . یکم که به خودش میرسه میبینه که هشت شده و مهمونا سر رسیدن .
به نظرتون اینا قسمت خسته کنندش بود ؟؟؟؟ خیر . الان از قسمت خسته کنندش براتون تعریف میکنم .
آقای مهمون کوکو سبزی میل داشتن و به جز سالاد لب به هیچچچچچچچچچچچچچچچچچ کدوم از غذاها نزدن . نه کتلت ها و نه ماکارونی که تعریف نباشه زنه خیلی عالی درستش کرده بود . بقیه مهمونا خوردن و خوب بود اما آقای مهمون نه . یه دونه چایی خورد . یه دونه خربزه . یه دونه شیرینی و مقداری سالاد این همه هم خرج رو دست ما .
اگه اختیار با خودم بود یه زرشک پلو با گوشت و یه سوپ شیر درست میکردم که دردسرش کمتر هم هست . اما ۲۰ تا دونه کتلت رو سرخ کردن و آماده کردن بقیه چیزا اونم تو این وقت کم انرژی زیادی رو ازم گرفت و آخرش هم بیشتر .
تازه آخرش جالب بود . اون یکی با عصبانیت برگشته میگه دیدی بهت گفتم کوکو سبزی درست کن . دیدی لب نزد . سر سفره هم یه سره گفت من بهش گفتم که کوکو سبزی درست کنه اما نکرد .
پ . ن ۱ : من کوکو سبزی در مقدار زیاد نمیتونم درست کنم . کلا خوب در نمیاد . مزش نه . قیافش . می پکه اساسی .
پ . ن ۲ : واقعا به اینجور مهمونا چی میشه گفت ؟ مطمئنم که میره و پشت سرمم یه عالمه حرف میزنه .
پ . ن ۳ : اصلا همه مشکلات از اون یکیه که واسه زنش ارزش قائل نیست .
پ . ن ۴ : فکر میکردم اینجور مهمونا فقط تو بفرمایید شام وجود دارن . فکر میکردم واقعی نیستن ولی واقعی واقعی ان
پ . ن ۵ : حتی یه امتحان هم نکرد ببینه خوبه یا نه .