هرگز فکر نمیکردم که خریدن یه جفت کفش بچگونه انقدر احساسات من رو بر انگیخته کنه . ولی کرد . چه جورم . انقدر از خریدنش لذت بردم و انقدر قربون صدقش رفتم که نگو و نپرس . چقدر برای همه زنانی که بچه ندارند دعا کردم . چقدر از داشتنش لذت بردم . چقدر باهاش با پاهای کوچولوش با همه قد و قامتش حرف زدم . هرچند که بازم اومدم خونه و جنتلمن فوری گفت که این چیه خریدی .  خواهش میکنم دیگه تنها نرو خرید . اما بازم نتونست یه ذره احساس منو به اون کتونی سفید سرمه ای چسب دار برگردونه . خیلی خوشگله . خیلی زیاد . هزار بار چسبوندم به سینم و هزار بار خدا رو شکر کردم .  حتی حس کردم که جنتلمن هم خیلی لذت برد .  خدایا ازت ممنونم . به خاطر همه چیز . خدایا ازت یه عالمه چیزای بهتر و بیشتر میخوام . چیزای عالی این دنیا .

دوستت دارم کوچولوی قشنگم . دوستت دارم همه وجود مادر .