بیست و نهم : نگرانی
یه ذره حالم خرابه . همش هم نگرانت بودم . نگرانت که با این همه استرس من برات اتفاقی نیوفته . با این همه اعصاب خوردی که از طرف جنتلمن پیش اومد همه طلاهام گم شده و دعوای سه شنبه شب جوری که مهمونا رو از خونه پرت کردم بیرون . ولی من بابت هیچ کدوم ناراحت نبودم الا تو . عصبانیتم از جنتلمن از همه چیز بیشتر روم تاثیر گذاشت حتی از طلاها . ببخش منو . ولی من فکر کردم که تو بد قدمی .
+ نوشته شده در شنبه نهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 11:10 توسط یک مامان خانومی
|