دوم : یه بار دیگه
رفتیم امروز تشیع جنازه . از بیکاری وسطش استفاده کردم و رفتیم دارو خانه . یه بی بی چک دیگه خریدم . با یه لیوان یه بار مصرف یه چک دیگه . بازم اون خط کمرنگ دوستداشتنی دوم . خدایا ازت ممنونم .
رفتیم امروز تشیع جنازه . از بیکاری وسطش استفاده کردم و رفتیم دارو خانه . یه بی بی چک دیگه خریدم . با یه لیوان یه بار مصرف یه چک دیگه . بازم اون خط کمرنگ دوستداشتنی دوم . خدایا ازت ممنونم .
امروز جنتلمن مریض بود . رفتیم دکتر عامری . وقتی که جنتلمن رفت داروهاشو بگیره گفتم که از داروخانه یه بی بی چک بگیره . رسیدم خونه کارامو کردم و سر فرصت بی بی چک رو گذاشتم . بعدشم گذاشتمش گوشه دستشوئی و دوباره رفتم دنبال کارم . بعد از نیم ساعت یادم افتاد و رفتم سر وقتش .
یه خط قرمز همیشگی و یه خط کمرنگ . همون خطی که همیشه منتظرش بودم . بالاخره ظاهر شد . تو نتیجه آزمایش یعنی اینکه تو بارداری . حتی اگه کمرنگ باشه . خنده از رو لبام نمیرفت . بردم به جنتلمن نشونش دادم . خندید . گفت که باید برم آزمایش بدم . دیگه راجع بهش حرف نزدیم .
بالاخره روشن شد . خط قرمز دلچسب من .